بایگانیِ ژوئن, 2010
قـصه مـنو خـدا
کاش هنوز مثل گذشته ها با قول یه عروسک ویه عالمه اسباب بازی می تونستم از کسایی که دوستشون دارم دست بکشم !!! کاش هنوز آرزو هام خلاصه می شدن تو 20 گرفتن نمره و شاگرد اول بودن سر کلاس (که خداییش هیچ وقت بهش نرسیدم)!!! کاش آدم بدا افسانه های کودکانه می موندن و از تو قصه ها بیرون نمی اومدن !!! کاش کوچیک می موندیم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن ! کاش عشق واقعی فقط تو قصه ها نبود کاش دل آدما همیشه عاشق می موند وهیچ وقت سنگ نمی شد کاش کوچیکمی موندیم تا دلمون بزرگ بمونه کاش خوبی ها اینقدر زود گذر نبود کاش دلتنگی ها اینقدر غمگین نبود کاش حرفای عاشقا اینقدر دروغ نبود کاش مهربونی همیشه یادمون می موند کاش… خدا , خدا جونم کوچیک که بودم دوست داشتم بزرگ بشم ,عاشق بشم ,معشوق بشم اما حالا… حالا که این ها رو تجربه کردم دیدم دروغ بودن آرزو هام ,دروغ بود آدم ها پس چرا؟ چرا از دور اینقدر قشنگ بودن؟!!!!!نمی دونم…. چرا تو دنیای بزرگ ترها: دروغ یعنی عشق به خدا ما تو بازی هامون معنیه عشق و دروغ نمی دونستیم!!! اونقدر دروغ می گن که کم کم به واقعیتی میرسه وخودشونم باور می کنن!!! چرا؟چرا اینقدر دروغ؟ چرا بزرگ که شدی راحت می تونی دلی رو بشکنی؟هان؟ هزارانکاش وچراهاینگفته دارم سواالایی دارم که دارن دیوونم می کنن!!! خدایا!! چرا همه اینقدر تنهان ؟؟؟؟؟؟ آره تنهایی قشنگه اما… با تو بودن که قشنگ تره … خدایا در عوض این دنیا خودتو می خوام… چون تو حداقل دوست داشتنت واقعیه..حرفات حرفه … بودنت همیشگیه… پس از این دنیات هیچی نمی خوام ..دیگه هیچی نمی خوام ..هیچ کدومش قشنگ تر با تو بودن نیست… فقط خودتو می خوام که دربست مالم باشی..پیشم باشی… تنهام نذاری
